مرمت بناها و بافتهای تاریخی در ایران نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی حیاتی برای حفاظت از هویت تاریخی و فرهنگی کشور است. با وجود غنای میراث فرهنگی، فقدان ضوابط حرفهای، ضعف نظارت، ورود افراد غیرمتخصص و کمبود سازوکارهای قانونی و نهادی باعث شده بسیاری از پروژههای مرمتی، به جای حفاظت، گاه تهدیدی برای آثار تاریخی باشند.
چالش های آموزش در رشته مرمت
آموزش در رشته مرمت تنها به کلاسهای دانشگاهی محدود نمیشود؛ دانشجویان باید با مفاهیم میانرشتهای، پروژههای واقعی و تعامل با جامعه و محیط زیست شهری آشنا شوند. فقدان نگاه کارمحور و تمرکز صرف بر مدرکگرایی، خروجی دانشگاهها را با نیازهای بازار کار ناسازگار کرده است.
مریم اصغرینیا، فارغالتحصیل مرمت، معتقد است که کاهش کیفیت جذب دانشجو، پذیرش افراد بدون پیشزمینه مرتبط و واحدمحوری آموزش باعث شده حتی بهترین اساتید نتوانند فارغالتحصیلان آماده بازار کار تربیت کنند. تجربه حضور او در پروژههایی مانند مرمت کاخ گلستان و بافت پلاسکو نشان میدهد که آموزش واقعی مرمت، نیازمند تعامل با شهر، مردم و ضوابط حرفهای است.
ورود دانشجو بدون پیش زمینه و کاهش انگیزه
کیفیت آموزش مرمت به شدت به انگیزه و پیشزمینه دانشجویان وابسته است. پذیرش افراد از رشتههای غیرمرتبط، حتی بدون کنکور، باعث کاهش علاقه واقعی و تضعیف خروجی آموزشی شده است.
اصغرینیا توضیح میدهد که بسیاری از دانشجویان، بدون انگیزه و کنشگری کافی، نمیتوانند آموزش عمیق دریافت کنند و حتی استادان با تجربه هم نمیتوانند اثرگذاری لازم را داشته باشند. این مسئله نیاز به بازنگری جدی در نظام جذب دانشجو دارد.
ضرورت آموزش کار محور و میان رشته ای
مرمت، رشتهای میانرشتهای است که دانشجو باید با قوانین شهری، ضوابط بافت، سازه، معماری و تعامل با جامعه آشنا باشد. آموزش صرف واحدمحور نمیتواند چنین مهارتهایی را منتقل کند.
اصغرینیا توصیه میکند دانشجویان از همان ابتدا روی پروژههای واقعی شهری و بناهای تاریخی کار کنند تا با مشکلات عملی و تعامل با مردم آشنا شوند. این رویکرد باعث میشود دانشجو مسئولیتپذیری، اخلاق حرفهای و درک واقعی از ارزش و اهمیت بناها را یاد بگیرد.
بازار کار محدود و چالش های جذب نیروی متخصص
فارغالتحصیلان مرمت با محدودیت جدی در جذب نیرو مواجهاند. دولت بودجه کافی ندارد و ساختار وزارت میراث فرهنگی هنوز توان جذب نیروی متخصص را پیدا نکرده است. بخش خصوصی نیز پروژههای مرمتی را به صورت کوتاهمدت و با حداقل هزینه انجام میدهد.
اصغرینیا تاکید میکند که بدون تعریف جایگاه حرفهای، رتبهبندی و گرید مرمتگران، بازار کار این رشته محدود و پراکنده باقی میماند و مرمتگران واقعی توانایی دفاع از تخصص خود را در پروژهها ندارند.
نبود ناظر حرفه ای و استانداردهای ایمنی
یکی از مشکلات اساسی، فقدان ناظر مرمت با حضور مستمر در پروژههاست. بدون نظارت دقیق، اشتباهات، تخلفات و آسیبهای احتمالی به بناها تشخیص داده نمیشوند و مسئولیت آن به درستی مشخص نیست.
این وضعیت در بافتهای تاریخی و بناهای مهم مانند بازار بزرگ تهران و ساختمانهای ثبت ملی کاملاً محسوس است. نبود استانداردهای حرفهای و ناظر تخصصی باعث شده مرمت به صورت سطحی یا صرفاً بازسازی انجام شود و ارزش واقعی بنا حفظ نشود.
اهمیت مرمت میان رشته ای در بافت تاریخی

مرمت بافت تاریخی نیازمند شناخت دقیق ساکنین، شرایط اقتصادی و اجتماعی و پتانسیلهای محله است. مرمتگر باید پیش از هر اقدام، با مردم محله تعامل کند و تصمیمهای دقیق و سازگار با واقعیتها بگیرد.
اصغرینیا توضیح میدهد که بازگرداندن ساکنین، جذب گردشگر و احیای اقتصادی بافت بدون درک عمیق از شرایط موجود امکانپذیر نیست. جراحی بافت تاریخی باید با دقت و با نگاه سوزنی و میانرشتهای انجام شود، نه با نسخههای کلیشهای و مقطعی.
آموزش نظری و شناخت ارزش و مخاطب
مرمت تنها اجرای فنی نیست؛ شناخت «ارزش» بنا و تعیین «مخاطب» آن ضروری است. مرمتگر باید بداند بنا قرار است چه مدت و برای چه کسی حفظ شود تا مصالح و روشهای مناسب را انتخاب کند.
اصغرینیا تاکید میکند که فقدان آموزش نظری و میانرشتهای باعث تصمیمهای سطحی و مقطعی در پروژهها میشود. مرمت موفق ترکیبی از دانش، تجربه عملی و درک ارزش تاریخی و اجتماعی بناست.
توصیه به دانشجویان و آینده حرفه ای
برای موفقیت در این رشته، دانشجو باید عاشقانه، صبورانه، عالمانه و صادقانه عمل کند و شهر و بناها را به عنوان امانتدار تاریخ درک کند. تجربههای واقعی، تعامل با مردم و رعایت اخلاق حرفهای، اساس حرفه مرمت است و تنها با این رویکرد میتوان هویت تاریخی ایران را پاس داشت.
اصغرینیا یادآوری میکند که توجه به منشور اخلاقی مرمت، تعامل با استادان و تجربه عملی، مسیر حرفهای موفق را مشخص میکند و دانشجو را برای مدیریت بحرانهای واقعی در پروژههای تاریخی آماده میکند.
نتیجه گیری
رشته مرمت، امانتدار هویت تاریخی و فرهنگی ایران است، اما با مشکلات جدی آموزشی، حرفهای و نهادی مواجه است. نبود نگاه میانرشتهای، ضعف نظارت، جایگاه نامشخص حرفهای و بازار کار محدود، باعث شده مرمتگران واقعی نتوانند تأثیرگذاری لازم را داشته باشند.
اصلاح نظام آموزشی، تعریف جایگاه حرفهای، رتبهبندی مرمتگران و ایجاد ناظر حرفهای در پروژهها، راهکارهایی اساسی برای حفظ میراث فرهنگی و توسعه پایدار این رشته است.
